
به گزارش شهرآرانیوز؛ بیش از دو دهه از آغاز فعالیت شبکه نمایش خانگی در ایران میگذرد و این رسانه، به وضوح، از روزهای اوج خود فاصله دارد. اصرار بر تکرار الگوهای امتحان پس داده و فقدان خلاقیت در فرم و محتوا، به ناتوانی سریالهای خانگی در کشف جهانهای تازه منجر شده است و بخشی از سازندگان این سریال ها، برای جبران کاستیهای ساختاری آثار خود، خرق عادت و وارونه سازی اخلاقیات عمومی را، به مثابه یک راه میانبر برای موفقیت، انتخاب کردهاند. نتیجه این رویکرد، نزدیک شدن خطرناک درامهای شبکه خانگی به الگوهای عامه پسند سریالهای ترکی است؛ آثاری که سال هاست بر محور مثلثهای عشقی در زندگیهای اشرافی، به کار خود ادامه میدهند. زاویه روایت
در بین پژوهشگران و منتقدان آثار نمایشی، این گفته مشهور است که «اساسا هیچ موضوع ممنوعهای در درام وجود ندارد و درباره هر موضوعی میتوان فیلم و سریال ساخت؛ اما مسئله مهم، نحوه و چگونگی پرداختن به آن موضوع است». بدبختانه، منتقدان کلاسیک محصولات سینمایی و پلتفرمی در ایران، اغلب تولیدات نمایشی را یا از روی ظواهر قضاوت میکنند و یا بر حسب کلیت موضوع و با تمسک به استدلال نخ نما و مندرس «مگر چند درصد مردم ایران این طور هستند؟»، مسیر تحلیل را به بیراهه میبرند.
بر اساس قواعد درام اما، از شرورترین شخصیتها هم میتوان فیلم و سریال ساخت؛ حتی اگر احتمال حضورشان در فضای حقیقی، کم رنگ باشد یا اصلا هیچ مابه ازایی در جهان واقع نداشته باشد. فیلم و سریال ساختن درباره آسیبهای اجتماعی مختلف نیز، از اعتیاد و خشونت خانگی گرفته تا خیانت، فساد و فروپاشی خانواده، نه تنها رواست، بلکه بخشی از رسالت هنرمند محسوب میشود.
مسئله اصلی اما، این است که دوربین، روایت و زبان درام کدام شخصیت را حمایت میکنند و از چه زاویهای به روایت موضوع میپردازند. درام، صرفا واقعیت را بازنمایی نمیکند؛ بلکه با انتخاب زاویه دید، میزانسن، قاب بندی، نریشن، تدوین، موسیقی و به طور کلی ساختار روایت، به ذهن مخاطبان خود جهت میدهد. درست از همین نقطه است که اخلاق سینمایی معنا پیدا میکند. ممنوعیت قضاوت اخلاقی
در سالهای اخیر، بخشی از سازندگان سریالهای خانگی، به منظور جنجال آفرینی و وایرال شدن، با وارونه سازی هنجارها، ترتیبی اتخاذ میکنند که خرق عادتهایی …






